ابن الكلبي
157
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
ساخت و دو قبضه شمشيرى را كه « حارث » پسر « ابى شمر غسانى » پادشاه « غسان » ، آن دو را به گردن « فلس » آويخته بود ، و يكى را « مخذم » ، و ديگرى را « رسوب » مىگفتند ، بر گرفت ( و همين دو شمشير است كه « علقمه » پسر « عبده » در شعر خويش از آن ياد كرده است ) ، و « على » پسر « ابى طالب » با آن دو شمشير به نزد پيامبر ( - صلى الله عليه و سلم - ) باز گشت . و آن حضرت يكى به گردن آويخت و سپس به « على » پسر « ابى طالب » بخشود ، و همان است شمشيرى كه « على » آن را بر ميان مىبست . تمام شد كتاب « الأصنام » و الحمد للّه رب العالمين [ 82 ]
--> [ 82 ] احمد زكى پاشا مصحح و محقق متن عربي كتاب الأصنام در پايان كتاب چنين مىنويسد : « بر هامش صفحهء أخير از نسخهء « خزانهء زكيه » اين عبارت نوشته شده است : « نقلت من خط ابن الجواليقي - رحمه الله - في آخر هذا الكتاب ما نصه : « بلغت من اوله سماعا بقراءة الشيخ ابى الفضل محمد بن ناصر بن محمد بن على انا و محمد بن الحسين الإسكاف في المحرم من سنة 494 » . « نقلته من نسختي التي نقلتها من خط محمد بن العباس بن الفرات ، في سنة تسع و عشرين و خمسمائة . » و الحمد للّه كثيرا . و عارضت بها مع ولدي ابى محمد إسماعيل ( جبر ) [ ه الله ] بقراء [ تى و هو ] يسمع [ و ذلك ] في سنة [ تسع ] و عشرين [ و خمس ] مائة و سمعه اخ [ وه ابو ] ظاهر إسحاق و ل [ دى ] . ترجمهء عبارات عربي بالا اين است : « از خط پسر جواليقى - رحمه الله - در آخر كتاب عبارت ذيل را نقل كردم : « رسيدم ( بدينجا ) از أول كتاب بعنوان سماع من و محمد پسر حسين إسكاف با قرائت شيخ ابو الفضل محمد پسر ناصر پسر محمد پسر على در محرم سال 494 ( هجري ) . » « نقل كردم از نسخهء خودم كه آن را از خط محمد پسر عباس پسر فرات در سال 529